چه‌کسی می‌خواهد پای حامیان فتنه را به دانشگاه تهران باز کند؟/ معمای «آریابرزن»

چه‌کسی می‌خواهد پای حامیان فتنه را به دانشگاه تهران باز کند؟/ معمای «آریابرزن»
دانشگاه تهران در اطلاعیه‌ای، گفته که آریابرزن محمدی، بهمن‌ماه ۹۶ برای عضویت در هیات‌علمی «گروه مطالعات منطقه‌ای دانشکده حقوق و علوم سیاسی» درخواست داده و پرونده علمی‌اش در تاریخ ۲۱ آذر ۹۷ توسط کمیته مربوطه تایید شده...

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ آریو برزن برای ما آشناست. نامش را در کتاب های درسی خوانده ایم و از نبرد حماسی اش برای دفاع از ایران زیاد شنیده ایم. او برای بسیاری از ما، اولین نماد وطن دوستی است و پدر معنوی تمام سردارانی که در این دوهزار و چندصدسال، از خانه دفاع کرده اند. آریابرزن اما برای ما نام آشنایی نیست. وقتی اولین بار می شنویمش، تصور می کنیم تلفظی متفاوت و خوانشی دیگر از همان نام آریا برزن باشد که هم هست و هم نیست. احتمالا آقای محمدی، خواسته با این نامگذاری، روحیاتی شبیه سردار اسطوره ایِ ایرانی را در پسرش زنده کند. حاصل اما متفاوت است. آریابرزن محمدی ، مرد تقریبا 42 ساله ی متولد کویت و تحصیل کرده ی انگلستان و متقاضی برای عضویت در هیات علمی دانشگاه تهران، نشانی از سردارِ اسطوره ای ندارد. سابقه طولانی اش در همراهی با وطن فروشان و دشمنان مردم را شاید بتواند از ذهن آدم هایی که قرار است رای به هیات علمی شدنش بدهند پاک کند، اما نمی تواند این سابقه سیاه را از دسترس رسانه ها دور نگه دارد. آریابرزن، برای عضویت در هیات علمی دانشگاه تهران دست و پا می زند و این روزها اخبار تازه ای از تقلای او برای ماجراجویی در دانشگاه تهران شنیده می شود. اما پیش از هر قضاوت و تحلیلی بیایید ببینیم آریابرزن محمدی کیست؟

از کویت به سرزمین ملکه

آریابرزن محمدی، تقریبا 43 ساله، متولد کویت، مدرک دکترای خود را در مرکز مطالعات بین المللی دانشگاه دورهَم انگلستان گرفت. او خود را پژوهشگر مسائل ایران و جهان عرب توصیف کرده و به گواهی آن چه در سایت دانشگاه دورهم آمده، دستیار پژوهشی فردی به نام انوش احتشامی در این دانشگاه است. بررسی سوابق احتشامی و مواضع ضد ایرانی و دفاع هایش از سیاست‎ های محمد بن سلمان-دیکتاتور سعودی- فرصت مغتنمِ دیگری می خواهد. مستقل از احتشامی اما، کارنامه ی خود آریابرزن محمدی پر از نقاط تاریک و مبهمی است که صلاحیتش برای ورود به هیات علمی یکی از مهم ترین دانشگاه های ایران را زیر سوال می برد.

روایت رمانتیک از فتنه88

جنبش سبز نقطه عطفی در تاریخ معاصر است که زمان را به دو قسمت پیشا ۸۸ و پسا ۸۸ تقسیم می کند. سال ۸۸ پایان بالقوگی های درونی فضای موجود بود. جایی که سیاست های گذشته به پایان خود سلام می کنند...پسا ۸۸، نقطه آغاز مرگ نمادین است. جایی که گونه دیگری از سیاست ورزی متولد می شود. سیاستی که نه دل نگران نمادها و ارزشهای نظم موجود، که دل سپار برساختن نوع جدیدی از روابط اجتماعی و خلق فضایی دیگرگون است. سیاستی که به دنبال مَشکی نوست تا که شراب تازه اش را در آن ریزد. این گذار از نظم پیشین به نظم ممکن ما را به فراروی از جنبش سبز دعوت میکند. باید مرگ واقعی را از دالان جنبش سبز دست به دست کرد تا در انتهای آن با واقعیت مرگ خود رو به رو شود. در انتهایِ همین دالان است که مرگ نمادین تازه آغاز می گردد.

این جملات رمانتیک را در وصف فتنه88(یا به قول نویسنده، جنبش سبز) آریابرزن محمدی نوشته. همراه با فردی به نام ایمان واقفی . آریابرزن محمدی و همکارش در بخش دیگری از این دُر و گوهرهای گران بها ادامه می دهند:

پذیرش قواعد بازی اما جنبش سبز را در دایره نظم مسلط محدود نکرد. عقیم ماندن مطالبات جنبش او را بر آن داشت تا با تعرض به مرزهای نمادین موجود، نوید فضایی جدید سردهد، فضایی در راه که خود بر شانه های سیاستی بدیل استوار بود. این فضا و سیاست بدیل، نه تنها سودای نفی نظم مستقر در سر داشت، که نفی سیاست اصلاح طلبانه را نیز اندیشه میکرد. گویی جنین جنبش سبز، سنتزی بود که از رحم این نفی دوگانه زاییده میشد. او سیاست را از درون صندوقهای رای به میان خیابانهای شهر کشاند. او دیگر نه به نمایندگان مجلس و کرسی ریاست جمهوری دلگرم، که به لرزش شهر زیر قدمهای اعتراض میلیونها انسان پشت گرم بود. او خون دختری با شمایل سکولار را نماد سرخی پرچم خود کرد و هنگامه عمود شدن خورشید بر آسمان شهر بر طبل "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" کوبید. جنبش سبز آشکارا سودای گسستن از سیاستهای پیشین داشت.

گذشته از اعترافات صادقانه ی این مقاله درباره ی ماهیت ضد نظام و حتی ضد اسلام جنبشِ فتنه گران، آریابرزن محمدی در این متن که آن را برای سایت گویانیوز نوشته، به خوبی خلاصه ای از باورهای خود درباره نظام جمهوری اسلامی را به تصویر می کشد. و البته نکته جالب درباره این مقاله، تاریخ انتشار آن است: 22 بهمن 91. سه سال پس از فتنه و در روزهایی که غبار حاصل از ماجراجویی شکست خوردگان انتخابات88، فرونشسته بود و بسیاری از حامیان فتنه، از آن دست کشیده بودند. حتی سیدمحمد خاتمی در اسفند90 و با حضور در انتخابات مجلس نهم، حساب خود را از تحریم کنندگان انتخابات جدا کرده بود. همه این حقایق در کنار هم، نشان می دهد آریابرزنِ ایرانی-کویتی-انگلیسی، از دیرپاترین حامیان فتنه88 بوده و تا مدت ها پس از آن، در کنار اپوزسیون قرار گرفته.

آریای رها!

ماجرای مقاله ی سال91 در سایت گویانیوز، تنها نقطه سیاه کارنامه ی آقای آریابرزن نیست. او در سال های فعالیت شبکه ماهواره ای رها ، پای ثابت تحلیل های ضد ایرانی این شبکه بود و بارها به عنوان کارشناس در این شبکه اظهار فضل می کرد.

چه کسی می خواهد پای حامیان فتنه را به دانشگاه تهران باز کند؟/ معمای  آریابرزن

چه کسی می خواهد پای حامیان فتنه را به دانشگاه تهران باز کند؟/ معمای  آریابرزن

در تقلای بازگشت

دانشگاه تهران در اطلاعیه ای، گفته که آریابرزن محمدی، بهمن ماه96 برای عضویت در هیات علمی گروه مطالعات منطقه ای دانشکده حقوق و علوم سیاسی درخواست داده و پرونده علمی اش در تاریخ 21 آذر97 توسط کمیته مربوطه تایید شده. مسئولین دانشگاه البته درباره سوابق سیاسی آقای آریابرزن چیزی نگفته اند و بررسی صلاحیت های عمومی او را خارج از مسئولیت خود دانسته اند. بررسی وبسایت گروه مطالعات منطقه ای دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران هم نشان می دهد هنوز خبری از تایید صلاحیت آقای حامی فتنه نیست و نام او در میان اعضای هیات علمی این گروه دیده نمی شود. گروهی که الهه کولایی، نماینده اصلاح طلب مجلس ششم ریاست آن را بر عهده دارد. ریاستی پرحاشیه که با سازوکاری مبهم بدست آمد و مورد اعتراض شماری از دانشجویان این دانشگاه قرار گرفت(اینجا و اینجا).

چه کسی می خواهد پای حامیان فتنه را به دانشگاه تهران باز کند؟/ معمای  آریابرزن

آریابرزن در توییتر: حامی روحانی و قدردان پادشاه عمان

آریابرزن محمدی از نوامبر 2013(آبان 92) حساب کاربری توییتر خود را فعال کرد. اکانت او 107 دنبال کننده دارد و 108 نفر را دنبال می کند. او البته از دسامبر2017( آذر96) و پس از لایک کردن توییتی از جواد ظریف، فعالیت دیگری در توییتر نداشته و حدوداً دو ماه بعد برای عضویت در هیات علمی دانشگاه تهران درخواست داده.

بررسی توییت ها و بازتوییت های او در این مدت نشان می دهد آریابرزن محمدی تلاش کرده تصویر تندروی باقی مانده از او پس از فتنه88 را کنار بزند و چهره فردی معتدل، فرهیخته و علاقمند به وطن را برای خود بسازد. او بارها و بارها توییت های حمید بعیدی نژاد، سفیر ایران در لندن و محمدجواد ظریف را بازتوییت کرده و تلاش کرده خودش حداقل اظهارنظر را داشته باشد.

چه کسی می خواهد پای حامیان فتنه را به دانشگاه تهران باز کند؟/ معمای  آریابرزن

آریابرزن البته در جریان انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری، از اعضای کمپین روحانی بوده و بارها در توییتر از او حمایت و یا توییت های حمایتی با هشتگ #تا1400باروحانی را منتشر کرده.

چه کسی می خواهد پای حامیان فتنه را به دانشگاه تهران باز کند؟/ معمای  آریابرزن

چند ماه بعد و وقتی نام الهه کولایی برای تصدی شهرداری تهران مطرح می شود هم، آریابرزن در میدان حمایت از خانم کولایی است و توییت او را بازنشر می دهد.

چه کسی می خواهد پای حامیان فتنه را به دانشگاه تهران باز کند؟/ معمای  آریابرزن

او در ایام امضای برجام هم حسابی پای کار برجام آمده و حتی برای امضای آن از پادشاه عمان هم تشکر کرده!

چه کسی می خواهد پای حامیان فتنه را به دانشگاه تهران باز کند؟/ معمای  آریابرزن

برآیند کنش های آریابرزن محمدی در توییتر نشان می دهد او، تصویری کامل از یک حامی روحانی را در طی سال های فعالیتش در توییتر به تصویر کشیده. شخصیتی مدافع برجام، طرفدار روحانی و تریبون ظریف و دیپلمات های وزارت امور خارجه. اینکه چرا در آستانه ی درخواست برای عضویت در هیات علمی دانشگاه تهران، فعالیت در این شبکه اجتماعی را متوقف کرده و تا امروز هیچ کنشی در آن نداشته، سوالی است که نمی توان پاسخی قطعی برای آن یافت، یا شاید هم یافتنش کار ما رسانه ای ها نیست!

یک جذب مبهم

از آذر97 به این سو، اظهارنظری رسمی درباره ماجرای آریابرزن و درخواستش برای ورود به دانشگاه تهران در رسانه ها دیده نمی شود، تا دوشنبه 26 فروردین98 و گفتگوی آقای سیف، رئیس بسیج اساتید دانشگاه تهران با خبرگزاری فارس. آقای سیف درباره جذب آریابرزن محمدی گفته: اصولا چنین جذب هایی که مخصوصا در دانشگاه حقوق و علوم سیاسی و گروه های مطالعات منطقه ای صورت می گیرد به نوعی مقابله با نظام است. یعنی همان حرکت نرم نفوذ عناصر ضد انقلاب است. و ادامه داده: فتنه گران داخلی که در چند سال اخیردر دانشگاه ها روی کار آمدند هرجایی توانسته اند ضربه زده اند. در مجموعه دانشکده حقوق که هیچ قانونی هم در آن نیست فردی را به زور و تحمیل به عنوان رئیس انتخاب می کنند.

اشاره سیف به انتخاب پرحاشیه ی خانم الهه کولایی به ریاست گروه مطالعات منطقه ای است که بالاتر ماجرایش را گفتیم. سیف همچنین گفته: این فرد هم سعی می کنند افرادی مثل خودش را جذب کند، همین می شود که می بینیم تلاش می کنند فردی که در آمریکا، انگلیس درس خوانده و برای نظام اصلا ارزشی قائل نیست را جذب کنند.

از سوی دیگر، مهدی بختیاری زاده، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران هم در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجو درباره جذب آریابرزن محمدی گفت: ماجرای درخواست عضویت هیات علمی آریا برزن محمدی از چند ماه پیش در دانشگاه تهران مطرح شده است. با این وجود ما وقتی این ماجرا را شنیدیم آن را پیگیری کردیم و سوابقی که از او موجود است را جمع آوری و دسته بندی کردیم و آنها را تحویل مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری و حراست دانشگاه تهران دادیم که آنها نیز قول پیگیری دادند.

اما نکته جالب در حرف های بختیاری زاده اینجاست که می گوید: گویا عطف به آن سوابق که مسئولان ذی ربط هم از آن مطلع بودند، بنابر شنیده ها درخواست عضویت هیات علمی آریابرزن محمدی پس از بررسی در هیات جذب دانشگاه تهران رد شد. با این وجود پس از این موضوع باز هم شنیدیم که او مجدد از مجاری دیگر موضوع را پیگیری کرده و دوباره پرونده جذب او در هیئت جذب فعال شده است. اینکه مجاری دیگر چه کسانی هستند و آیا می توان ردپای آن ها را در دولت دید یا نه، پرسش مهمی است که فی الحال پاسخ روشنی برای آن وجود ندارد.

ماجرای مجاری دیگر

آریوبرزن برای ما یک قهرمان ملی است اما آریابرزن نه. فارغ التحصیل دانشگاه دورهَم تا اینجا شمایلی از یک فتنه گر ورشکسته را به تصویر کشیده که مثل اکثر فتنه گرهای88، راه براندازی را ناکام و ناتمام دیدند و مسیرهای متفاوتی را برای ادامه حیات سیاسی‎ شان انتخاب کرده اند. آریابرزن محمدی، تلاش می کند جای حمایت از فتنه88 را با حمایت از دولت روحانی در کارنامه سیاسی اش عوض کند و شاید برای همین است که مجاری دیگر دست به کار شده اند تا مزد او را بدهند و به هر قیمت که شده، عضویت در هیات علمی دانشگاه تهران را تقدیمش کنند. در این ماجرا، مجاری دیگر موفق می شوند یا دانشجویان و اساتید؟

افزودن نظر