یک کارشناس مسائل غرب آسیا:

امارات در برابر ایران متفاوت بازی می‌کند/ مخاطب طرح‌های تهران، عربستان است اما...

یک کارشناس مسائل غرب آسیا، با بیان این که یکی از دلایل مهم اجرایی نشدن طرح صلح هرمز عدم استقبال عربستان از این طرح است، در حالی که مخاطب اصلی پیشنهاد تهران، ریاض بود، گفت: تنش میان تهران و ریاض با تنشی بزرگ‌تر میان ایران و آمریکا گره خورده و در واقع فرع بر آن تنش اصلی شده است؛ از این جهت، حل تنش فرعی در گرو حل تنش اصلی با آمریکا است.

به گزارش گروه سیاسی ایمان نیوز، صابر گل عنبری، در گفت‌وگو با ایسنا در مورد فراز و نشیب‌های روابط ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس در سال 1398 گفت: روابط ایران با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را نمی‌توان در یک دسته تعریف کرد، چر که از لحاظ شکلی و ماهیتی روابط متفاوت هستند. روابط ایران با این شش کشور در سال 98 را می‌توان در سه دسته عادی، نسبتا خوب، تنشی و پرتنش توصیف کرد. در این سال همچون سال‌های گذشته روابط عادی با کویت همچون گذشته برقرار بود. با قطر و عمان هم هر چند تفاوت ماهوی نسبت به قبل نکرده اما نسبتا خوب بود. روابط با دوحه نسبتا بهتر از قبل بود که دلیل عمده آن شرایط و بحران درون شورای همکاری خلیج فارس میان عربستان و امارات و بحرین با قطر است. در این سال امیر قطر نخستین سفر خود در طول دو دهه گذشته را به ایران انجام داد و مقامات ایرانی از جمله وزیر امور خارجه چند سفر به دوحه داشتند.

میانجی‌گری‌های عمان و قطر میان تهران و واشنگتن ناموفق بود

وی ادامه داد: هر دو کشور قطر و عمان در این سال تلاش‌هایی برای میانجیگیری میان تهران و واشنگتن انجام دادند که موفقیت آمیز نبود. البته خوب تلاش های عمان با توجه به جایگاه تاریخی آن در این مساله چشمگیرتر بود. در همیین چارچوب شاهد سفرهای متعدد یوسف بن علوی وزیر خارجه عمان به تهران بودیم. او چندین بار به تهران سفر کرد و به نظر میرسد که پیام هایی را میان ایران و آمریکا رد و بدل کرده باشد اما آنگونه که از شواهد و قراین و وضعیت موجود پیداست نتیجه‌ای نداشت.

مقامات اماراتی سفرهای محرمانه و آشکار به تهران داشتند

وی با بیان این که روابط ایران با سه عضو دیگر شورای همکاری خلیج فارس یعنی عربستان و بحرین و امارات همچون گذشته تنشی بود، افزود: این روابط با عربستان و بحرین پرتنش اما با امارات نسبتا تنشی بود. در سال 98 شاهد سفرهای محرمانه و آشکار مقامات اماراتی به تهران بودیم و رایزنی ها و تماس هایی میان دو کشور انجام شد که به نظر می رسد همچنان ادامه دارد. در این سال امارات بازی های متفاوتی داشت. از یک سو پالس های مثبتی به ایران می فرستاد و تا حدودی برای مدتی فشار بر صرافی های ایرانی را کاهش داد و با اعزام هیات‌هایی بر کاهش تنش ها تاکید کرد. اما از سوی دیگر گزارش های رسانه های آمریکایی نشان از نشست های محرمانه سه جانبه و چند جانبه میان امارات و اسرائیل و آمریکا علیه ایران داشت.

هیچ کدام از کشورهای حاشیه خلیج فارس امروز خواهان جنگ بین آمریکا و ایران نیستند

این کارشناس مسائل غرب آسیا با بیان این که روابط ایران و عربستان در سال 1398 بسیار پرتنش بود و علت آن هم حملات به تاسیسات نفتی آرامکو بود، در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: در کل تنش‌ها میان ایران و آمریکا در آبها و آسمان منطقه در سال 98 بسیار بالا بود و همین موجب نگرانی همه شش کشور عربی حوزه خلیج فارس شد؛ هر چند حداقل سه کشور از میان آنها خود بخشی از تنش میان آمریکا و ایران بوده و هستند، اما بر خلاف برخی تحلیل ها و نگاه ها به گمانم امروز هیچ کدام از این کشورها خواهان وقوع جنگ در منطقه نیستند؛ به این علت که هر نوع جنگی صرفا میان تهران و واشنگتن نخواهد بود بلکه کل منطقه را در بر می گیرد. اگر در گذشته برخی کشورها به دولت اوباما فشار می آوردند که علیه ایران اقدامی نظامی کند، به این خاطر بود که روابط میان آن کشورها و ایران مثل امروز بحرانی و تنشی نبود و اگر جنگی هم اتفاق می افتاد دامان آنها را نمی گرفت، اما امروز اینطور نیست، بلکه سطح تنش میان ایران با این کشورها باعث شده است که هر جنگی که اتفاق بیفتد آنها هم هر چند نخواهند، اما درگیر خواهند شد. از این روست که خواهان چنین جنگی نیستند.

طرح صلح هرمز جدی گرفته نشد

وی با بیان این که در سایه تنش های فزاینده در منطقه، ایران همچنان بر دو طرح قبلی خود یعنی تاسیس مجمع گفتگوی منطقه و انعقاد پیمان عدم تجاوز تاکید کرد و طرح جدیدی تحت عنوان ابتکار صلح هرمز را ارائه داد، گفت: این طرح اما عملا نتیجه‌ای نداشت و با وجود استقبال پنهان و بعضا آشکار برخی کشورها اما در کل جدی گرفته نشد و عملیاتی نشد.

دیوار بی اعتمادی بین ایران و کشورهای منطقه به مرور زمان قطورتر شده است

گل عنبری در تشریخ علل اجرایی نشدن طرح های ایران در منطقه از جمله طرح صلح هرمز گفت: به نظرم اگر نگاهی واقع‌بینانه به اوضاع کنونی منطقه، داشته باشیم، می توانیم چند دلیل در این ارتباط مطرح کنیم، نخست این که یک نوع بی‌اعتمادی صرف در منطقه در دو سوی کرانه خلیج فارس ریشه دوانیده است که به این سادگی مرتفع نمی‌شود. همین بی‌اعتمادی به نوعی اساس بحران‌های این منطقه است و به مرور زمان دیوار آن قطورتر شده و بازیگران خارجی با سرمایه‌گذاری بر روی آن هم جای پای خود به خلیج فارس را بازتر کرده و هم بر شدت و حدت بحران‌ها افزوده‌اند و به موازات آن نیز روابط اسرائیل با جنوب خلیج فارس گسترش یافته است.

این کارشناس مسائل غرب آسیا در همین راستا افزود: بی‌اعتمادی موجود بین کشورهای منطقه تا جایی پیش رفته است که در واقع روابط میان کشورها و قدرت‌های منطقه‌ای به تابعی از روابط آن‌ها با قدرت‌های بین‌المللی تبدیل شده است. از این رو، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که همگی روابط ائتلافی نزدیکی با آمریکا دارند و به نوعی این روابط را برای ایجاد نوعی موازنه قدرت با ایران در منطقه ضروری هم می‌دانند، به ویژه عربستان و امارات و بحرین روی خوشی به این پیشنهادها نشان نمی‌دهند.

وی تاکید کرد: هر چند ایران رسما همه کشورهای جنوب خلیج فارس را مخاطب پیشنهادهای خود قرار می‌دهد، اما در حقیقت تا زمانی که عربستان آمادگی خود را برای بررسی این طرح‌ها اعلام نکند، هیچ کدام از کشورهای دیگر پیشقدم نمی‌شوند و خود را در "مظان اتهام تبانی" قرار نمی‌دهند؛ حتی کشوری مثل قطر که خود با عربستان مشکل دارد و روابط آن‌ها قطع است.

مقتضیات پادشاهی بن سلمان اجازه نمی‌دهد، ریاض به دور از روابط همپیمانی با واشنگتن اختلافات خود را با تهران حل و فصل کند

گل عنبری با بیان این که همچنان که پیشتر هم گفته شد، تنش میان تهران و ریاض با تنشی بزرگ‌تر میان ایران و آمریکا گره خورده و در واقع فرع بر آن تنش اصلی شده است؛ از این جهت، حل تنش فرعی در گرو حل تنش اصلی با آمریکاست،خاطرنشان کرد :در این میان معادلات قدرت در درون عربستان در دوره ملک سلمان و ولایت عهدی پسرش محمد بن سلمان بیشتر از گذشته با دولت آمریکا گره خورده است؛ تا جایی که مقتضیات پادشاهی بن سلمان در آینده اجازه نمی‌دهد ریاض به تنهایی و به دور از روابط همپیمانی با واشنگتن اختلافات خود را با تهران حل و فصل کند.

وی یکی دلایل دیگر عدم موفقیت طرح های ایران را در منطقه را زمان ارائه این پیشنهادات عنوان کرد و گفت : این طرح ها در واقع در زمانی سوخته و یا نیمه سوخته ارائه شده است و همین آن‌ها را علی رغم اهمیت‌شان از حیز انتفاع می‌اندازد. در واقع زمان ارائه این طرح‌ها که البته می‌بایست اساسا خروجی ماراتون گفتگوهای مشترک باشد نه این که قبل از آن‌ در قالب یک سری عناوین طرح شود، سال‌ها پیش بود؛ زمانی که روابط منطقه‌ای این اندازه به روابط با قدرت‌های فرامنطقه‌ای وابسته نشده بود و ساختار قدرت در عربستان هم به شکل امروزی درنیامده بود.

مخاطب اصلی پیشنهادهای تهران ، ریاض است/ عربستان، امارات و بحرین منتظر نتایج فشارهای آمریکا بر ایران هستند

این کارشناس مسائل غرب اسیا در پایان این مصاحبه گفت: در سایه نکات بالا، امروزه مخاطب اصلی پیشنهادهای ایران، عربستان است که در کنار امارات و بحرین منتظر نتایج فشارهای آمریکا بر ایران هستند؛ به این امید که به تضعیف موقعیت منطقه‌ای تهران منجر شود و در سایه شرایط جدیدی بتوانند با ایران وارد مذاکره و گفتگو شوند. البته در این میان، شاید برخی از این کشورها بخواهند به طرق مختلف و با ارسال سیگنال‌هایی، خود را از تبعات بالاگرفتن تنش میان ایران و آمریکا دور نگه دارند، که باید این فرصت را مغتنم شمرد، ولی تا زمانی که این تنش ادامه دارد، تنش منطقه‌ای در خلیج فارس هم پایدار خواهد ماند.

انتهای پیام

افزودن نظر