بحران آب در ایران ناشی از زیادی مصرف است/ورود به دوره ترسالی یک موضوع گمراه کننده است

بحران آب در ایران ناشی از زیادی مصرف است/ورود به دوره ترسالی یک موضوع گمراه کننده است
عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به اینکه «بحران آب» در ایران ناشی از «زیادبود مصرف» است، گفت: متاسفانه میزان مصرف آب در بیشتر مناطق کشور به ویژه مناطق مرکزی در سحطی بیشتر از ۱۰۰ درصد آب تجدید شونده شکل گرفته است.

به گزارش گروه اقتصادی ایمان نیوز، علی باقری دانشیار گروه مهندسی منابع آب دانشگاه تربیت مدرس در گفت‌وگوی تفصیلی با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، اظهار داشت که موضوع خشکسالی با بحران آب متفاوت است. خشکسالی یک پدیده طبیعی است که وقوع و جلوگیری از وقوع آن در دست انسان نیست. مثلا در یک منطقه با بارش متوسط سالانه 600 میلی‌متر اگر 300 میلی‌متر باران ببارد، با خشکسالی شدید مواجه شده است. در حالی که برای یک منطقه دیگر با بارش متوسط سالانه 250 میلی‌متر (مثلا ایران)، اگر همین مقدار باران ببارد آن سال نرمال محسوب می‌شود.

وی گفت: «بحران آب» در ایران ناشی از «کمبود آب» است. به نظر من عبارت صحیح آن است که بگوییم «بحران آب» در ایران ناشی از «زیادبود مصرف» است. وقتی مسأله را به کمبود آب تحویل می‌دهید ناخودآگاه این طور القاء می‌شود که رفتار مصرفی ما درست است، ولی طبیعت آب را نمی‌دهد.

باقری گفت که راه مقابله با عوارض ناشی از بحران آب، اصلاح مصرف است. با توجه به این که حجم آب تجدیدشونده کشور تقریبا یک مقدار ثابت است، برای استفاده از این آب در برآورده کردن نیازهای مختلف باید اولویت بندی داشته باشیم.

دانشیار گروه مهندسی منابع آب دانشگاه تربیت مدرس افزود: اگر مشکلات حوزه آب را به دو سطح خرد و کلان تقسیم کنیم، می‌توان گفت، مشکلات سطح خرد به وزارت نیرو بر می‌گردد که جای اصلاح دارد، ولی آن چه که کشور هم اکنون بیشتر از آن رنج می برد مشکلات سطح کلان است که به نوع برنامه‌ریزی‌های توسعه در کشور بر می‌گردد که طی آن الگوی زیست و فعالیت جمعیت در عرصه‌های سرزمینی شکل می‌گیرد.

وی افزود: به منظور حفاظت از منابع آب باید سیاستهایی در بازتوزیع جمعیت مورد توجه قرار گیرند.

متن کامل گفت‌وگوی خبرنگار فارس با علی باقری دانشیار گروه مهندسی منابع آب دانشگاه تربیت مدرس را با هم می‌خوانیم:

فارس: سالهاست که کشور با بحران آب دست و پنجه نرم می کند.آیا خشکسالی و بحران آب را می‌توان برطرف کرد؟

باقری: موضوع خشکسالی با بحران آب متفاوت است. خشکسالی یک پدیده طبیعی است که وقوع و جلوگیری از وقوع آن در دست انسان نیست. مثلا در یک منطقه با بارش متوسط سالانه 600 میلیمتر اگر 300 میلیمتر باران ببارد با خشکسالی شدید مواجه شده است. در حالی که برای یک منطقه دیگر با بارش متوسط سالانه 250 میلیمتر (مثلا ایران)، اگر همین مقدار باران ببارد آن سال نرمال محسوب می‌شود. 300 میلیمتر بارش برای منطقه اولی خشکسالی شدید ولی 250 میلیمتر بارش برای منطقه دوم نرمال است، در حالی که منطقه دوم یک منطقه با اقلیم خشک محسوب می‌شود. هنر انسان در وقایعی مانند خشکسالی، توانایی سازگاری با آن است، به طوری که بتواند از پیامدهای نامطلوب آن جلوگیری کند. بنابراین در مواجهه با خشکسالی، آن چه را که می‌توان از آن جلوگیری کرد، آثار و عواقب ناشی از خشکسالی است.

اما مسأله ای که از آن با نام بحران آب نام برده می‌شود، یک پدیده با منشأ انسانی است. در واقع این مشکل به دلیل رفتار نادرست انسان در قبال طبیعت شکل می‌گیرد. اقلیم ایران خشک است. این موضوع را نباید با خشکسالی اشتباه گرفت. خصوصیت اقلیمی (مانند گرم و خشک) یک صفت دایمی برای یک منطقه است، در حالی که خشکسالی یک پدیده طبیعی موقت (با دوره چند سال) است.

*عبارتی در ادبیات محیط زیستی به نام "آوارگان زیست محیطی" پدیدار شده است

فارس: بحران آب در ایران ناشی از چیست؟

باقری: در میان همه این گفتمان شکل گرفته است که "بحران آب" در ایران ناشی از "کمبود آب" است. به نظر من عبارت صحیح آن است که بگوییم "بحران آب" در ایران ناشی از "زیادبود مصرف" است. وقتی مسأله را به کمبود آب تحویل می‌دهید، ناخودآگاه این طور القا می‌شود که رفتار مصرفی ما درست است، ولی طبیعت آب را نمی‌دهد. ولی معنای تعبیر دوم آن است که طبیعت رژیم طبیعی خود را دارد، ما داریم زیادتر از حد آب مصرف می‌کنیم. مقدار آب در دسترس در مناطق مختلف در واحدهای سرزمینی به نام "حوضه آبریز" محقق می‌شود و در همین واحدها مدیریت می‌شود. این مقدار آب سالانه از طریق بارش (به شکلهای مختلف آن) به سطح زمین می‌رسد که از آن با عنوان آب تجدید شونده تعریف می‌شود.

این آب تجدید شونده در واقع درآمد آبی ما در هر واحد حوضه آبریز است. همان طور که شما نباید هزینه های خود را بیشتر از درآمدتان تعریف کنید، هرگونه مصرف برای آب نباید از این مقدار آب تجدید شونده بیشتر شود. به دلیل عدم قطعیت‌های مختلف  و نیز به منظور تأمین آب لازم برای اکوسیستمهای طبیعی و آبی، از همه آب تجدید شونده نمی‌شود، استفاده کرد. عددی که به عنوان آب تجدید شونده یک حوضه گزارش می‌شود یک متوسط آماری چندساله است.در سالهایی ممکن است کمتر از این مقدار آب داشته باشیم و در سالهایی بیشتر از آن. به علاوه اکوسیستمهای طبیعی مانند تالابها و رودخانه ها خدماتی را ارایه می‌دهند که حیات انسان را روی زمین امکانپذیر ممکن می‌کنند و از بین رفتن این خدمات باعث از بین رفتن امکان زیست یا رفاه زندگی خواهد شد و در حد نهایی آن می‌تواند به جابجایی یا انقراض تمدنها بینجامد.

امروزه عبارتی در ادبیات محیط زیستی پدیدار شده به نام "آوارگان زیست محیطی". آوارگان زیست محیطی افرادی هستند که به دلیل بروز مشکلات زیست محیطی امکان ادامه زندگی در همان مکان قبلی برایشان میسر نبوده، در نتیجه مجبور به مهاجرت و جابجایی در محل زیستشان شده اند. با توجه به این توضیحات در ادبیات علمی آب توصیه شده است که بهتر است مصارف انسانی آب (مثلا برای تولید غذا) حداکثر تا 40% آب تجدید شونده محدود شود.

*میزان مصرف آب در بیشتر مناطق در سحطی بیشتر از 100%

فارس: مصرف آب در شورای عالی آب در چه حدی تعیین شده است؟

باقری:در ایران مصوبه شورای عالی آب این رقم را تا 75% آب تجدید شونده محدود کرده است. ولی متأسفانه میزان مصرف آب در بیشتر مناطق کشور (به ویژه مناطق مرکزی) در سحطی بیشتر از 100% آب تجدید شونده شکل گرفته است. وقتی شما خرجتان بیشتر از دخلتان باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟ باید از پس انداز خرج کنید. پس انداز آبی آن بخشی از آبهای زیرزمینی است که در دوره های کوتاه مدت (مثلا چند ده سال) تجدید نمی‌شوند.

به این بخش از آب زیرزمینی ذخیره استاتیک آب زیرزمینی گفته می‌شود. فزونی مصرف آب نسبت به آب تجدیدشونده به معنی آن است که در این مناطق داریم از پس انداز آبی مصرف می‌کنیم. به همین دلیل است که در بیلان سالانه آب کل کشور چیزی حدود 11 میلیارد متر مکعب کسری آب زیرزمینی به وجود آمده است.

*راه مقابله با عوارض ناشی از بحران آب، اصلاح مصرف است

فارس: به هر حال راه مقابله با عوارض ناشی از بحران آب چیست؟

باقری: راه مقابله با عوارض ناشی از بحران آب، اصلاح مصرف است. با توجه به این که حجم آب تجدیدشونده کشور تقریبا یک مقدار ثابت است، برای استفاده از این آب در برآورده کردن نیازهای مختلف باید اولویت بندی داشته باشیم. مثلا تولید غذا به منظور تأمین امنیت غذایی از اولویت بالایی برخوردار است. اگر قرار باشد اولویت استفاده از آب را به این بخش اختصاص دهیم، باید سایر نیازها را به روشهای دیگر تأمین کنیم. تولید غذا در بخش کشاورزی یک مقوله است، مسأله اقتصادی تولید اشتغال یا ثروت از طریق کشاورزی یک مقوله دیگر.

متأسفانه هرجا صحبت از بحث مصرف آب کشاورزی می‌شود این دو مقوله با هم خلط می‌شوند. برای تولید اشتغال و تولید ناخالص داخلی GDP باید روی فرصتهای اقتصادی غیرآب بر فکر کرد. مأموریت بخش کشاورزی را باید در تأمین امنیت غذایی دید. البته همین فعالیتهای تولید غذا به تولید اشتغال و GDP هم منجر می‌شود، ولی نباید به عنوان هدفگذاری برنامه‌ریزی‌های اقتصادی مورد تأکید قرار گیرند.

*مدیریت آب در سمت تقاضا به وزارت نیرو ربطی ندارد

فارس: همه می‌دانیم که ایران کشوری خشک و نیمه خشک است، حال این بحران آب را می‌توان تنها به موقعیت جغرافیایی کشور مرتبط کرد و اینکه قصور مدیران و مسئولان به ویژه مدیران ارشد حوزه آب در آن چقدر دخیل بوده است؟

باقری: همان طور که ذکر شد خشکی از ویژگیهای اقلیمی کشور ماست. در ارزیابی مدیریت بخش آب، اگر منظور وزارت نیرو است، این وزارتخانه دارد مطابق تکالیفی که اسناد و قوانین کشور برای آن معین کرده است، عمل می‌کند. اما باید توجه داشته باشیم مدیریت آب دو قسمت دارد. یک قسمت آن سمت عرضه یا تأمین آب است که بیشتر در حوزه مأموریت وزارت نیرو قرار می‌گیرد. البته وزارت نیرو در موضوع حفاظت از منابع آب هم مسؤولیت دارد که جای بحث دارد، ولی در موضوع تأمین آب وزارت نیرو براساس تکالیف محوله این کار را انجام می‌دهد.

قسمت دوم مدیریت آب سمت تقاضاست که به وزارت نیرو ربطی ندارد. این موضوع به بقیه بخش های مدیریتی و سیاستی کشور بر می‌گردد. وزارت کشاورزی در شکل گیری تقاضای آب کشاورزی، وزارت مسکن در شکل گیری کانونهای جمعیتی و تقاضای آب شرب و خدمات، وزارت صنایع در استقرار واحدهای صنعتی و تقاضای آب صنعت، شهرداری ها در ساخت و سازها و فضای سبز شهری و در نتیجه شکل گیری تقاضای آب شهری، مجلس در تصویب قوانین و برنامه‌هایی که هرکدام ممکن است به نوعی روی شکل گیری تقاضای آب و الگوی مصرف تأثیر داشته باشند، قوه قضائیه در برخورد با متخلفان در مصرف آب، همه در مدیریت آب دخیل هستند. اگر مدیریت حوزه آب را به این معنی جامع بگیریم، دچار سوءمدیریت هستیم. این که فکر کنیم سایر بخش ها می‌توانند به طور مستقل برنامه‌های توسعه و هدف گذاری های خودشان را داشته باشند و به ایجاد تقاضای بیشتر در آب بینجامند و بعد انتظار داشته باشیم، همه این تقاضا هم تأمین شود و بعد انتظار مدیریت صحیح آب را هم داشته باشیم با هم نمی‌خوانند.

*مشکلات سطح خرد حوزه آب به وزارت نیرو برمی‌گردد

فارس: چه مشکلاتی در حوزه آب به وزارت نیرو بازمی‌گردد؟

باقری: اگر مشکلات حوزه آب را به دو سطح خرد و کلان تقسیم کنیم، می‌توان گفت، مشکلات سطح خرد به وزارت نیرو بر می‌گردد که جای اصلاح دارد، ولی آن چه که کشور هم اکنون بیشتر از آن رنج می برد، مشکلات سطح کلان است که به نوع برنامه ریزی‌های توسعه در کشور بر می‌گردد که طی آن الگوی زیست و فعالیت جمعیت در عرصه‌های سرزمینی شکل می‌گیرد. رشد مداوم کلانشهرها و تمرکز جمعیت در آنها (مانند تهران و مشهد) از نمونه مسایلی است که تأمین آب شرب را برای وزارت نیرو در این مناطق به یک معضل تبدیل کرده است. چاره آن هم در دست سایر بخش‌های اداره کشور است. از این رو برای مدیریت آب یک هماهنگی و برنامه‌ریزی فرابخشی لازم است.

*در مورد خوب و بد بودن سدسازی نمی‌توان یک جواب مطلق داد

فارس: سالها بود که سدسازی در ایران مورد حمله واقع می‌شد، حال با وجود سیلاب‌های اخیر مجددا سدسازی مورد توجه قرار گرفته است، آیا آن حملات و حال حمایت‌های کنونی می‌تواند صحیح باشد؟ یعنی آیا سدسازی صرف خوب است یا بد؟

باقری:در پاسخ به این پرسش من از شما می پرسم برای درمان بیماری آیا عمل جراحی خوب است یا بد؟ قطعا پاسخ شما به عوامل زیادی بستگی خواهد داشت: چه نوع بیماری؟ برای چه شخصی؟ در چه مرحله از پیشرفت بیماری؟ آیا راه حلهای دیگری هم وجود دارد؟ آیا عمل جراحی اولین راه حل است؟ هزینه آن چقدر است؟ به ازای عمل جراحی چه چیزی را احتمالا از دست می دهیم؟ و در مورد خوب و بد بودن سدسازی نمی توان یک جواب مطلق داد. به عوامل زیادی بستگی دارد. از همه مهمتر آن که آیا سد اولین گزینه برای مسأله است؟ این موضوع بسته به مورد، نیاز به مطالعه جوانب مختلف موضوع و ارزیابی مزایا و معایب آن دارد. نکته مهم در این مقطع آن است که بحث سیلاب در کشور نباید مستمسکی برای سوء استفاده و عوام فریبی شود. باید با آن با رویکرد علمی و همه جانبه برخورد کرد.

فارس:در اظهارات اخیر مقامات ارشد وزارت نیرو گفته شده است که باید سدهایی احداث شوند که حتی اگر در طول سالهای متمادی هم آبی پشت این سدها ذخیره نشد هم یک روزی با وقوع بارش و سیلاب این سدها از سیل ویرانگر جلوگیری کنند.آیا این سدها به معنی از دست دادن سرمایه ها نمی‌شود که مدتها خالی بمانند شاید یک روزی سیل رخ دهد؟

باقری: علاوه بر پاسخی که در سؤال قبلی داده‌ام به این نکته هم اشاره می کنم که در مورد بلایای طبیعی مانند سیل، کاهش آسیب پذیری مطرح است نه جلوگیری از وقوع آن. در مورد آسیب پذیری دو مؤلفه وجود دارد: یکی انسانها و دارایی‌هایی که در معرض آسیب و خسارت قرار می‌گیرند و دیگری تهدید وارد بر آنها. احداث سد برای جلوگیری از خسارات سیلاب، تهدید وارده را کاهش می دهد، ولی همیشه برای کاهش آسیب پذیری این تنها راهکار نیست. راهکار دیگر کاهش دارایی های در معرض آسیب است. مثلا به جای آن که یک شهر یا منطقه مسکونی را در یک منطقه سیل گیر قرار دهیم که در معرض تهدید سیل باشد و بعد بخواهیم با احداث سد این تهدید را کم کنیم می‌توان آن منطقه مسکونی را به یک نقطه امنتر جابجا کرد که اصلا در معرض تهدید نباشد و دیگر نیازی به احداث سد هم نخواهد بود. ضمن این که به هر حال سد هم مانند هر سازهی دیگری در معرض ریسک‌های مختلف قرار دارد و همواره ریسک شکست سد دراثر حوادث مختلف طبیعی و انسانی (مانند خرابکاری و جنگ) بالقوه وجود دارد. نکته این است که در برخورد با یک مسأله مانند سیلاب نباید تک بعدی و از منظر فقط یک راه حل به آن نگاه کرد.

*اینکه سیلاب می‌تواند برای ما مایه نعمت باشد، به خود ما بستگی دارد

فارس:در اظهارات وزیر نیرو گفته شده است سیلاب بر خلاف کشورهای اروپایی که سیل تنها خسارت به بار می آورد، در ایران نعمت است.آیا این را باید پذیرفت که مدیریت سیلاب نداریم ؟چرا که لطمات جبران ناپذیری بر کشور تحمیل می‌کند و آب شیرین زیادی از کشور وارد دریا شد.

باقری: اولا توجه داشته باشید ورود آب رودخانه ها به دریا لزوما به معنی هدررفت آب نیست. اینها همه جزو اکوسیستم طبیعی هستند که نیاز به آب دارند. ثانیا دوره های خشک و تر هم جزو زندگی طبیعی این اکوسیستم ها محسوب می‌شوند. موضوعی که مهم است آن که ما به عنوان جامعه انسانی باید قابلیت سازگاری خود را با این تغییرات افزایش دهیم. متأسفانه نه تنها در موضوع سیل، بلکه در سایر پدیده های طبیعی مانند برف و ... مشاهده می‌شود، علی رغم اینکه سطح تکنولوژی در کشور بالاتر رفته و رفاه فراگیرتر شده است، ولی آسیب پذیری کشور نسبت به پدیده‌های طبیعی افزایش یافته است.

یک روی ظرفیت سازی برای سازگاری با پدیده‌های طبیعی با دولت است، ولی روی دیگر آن مسؤولیت خود مردم است. سالها قبل وقتی برف می‌آمد مردم جلوی در خانه و کوچه خود را خودشان پارو می‌کردند. دو سال قبل که در تهران آن برف خیلی سنگین آمد هیچ کس به این کار مبادرت نکرد و همه منتظر بودند که شهرداری جلوی خانه‌هایشان را پاک کند.

سیلابهای اخیر علی رغم خسارتهای انبوه ، حداقل  این خاصیت را داشتند که به تالابها و رودخانه هایی که سالها بود خشک مانده بودند، جانی تازه بخشیدند. اینکه سیلاب می‌تواند برای ما مایه نعمت باشد، به خود ما بستگی دارد. امروزه در مبحث مدیریت سیلاب به جای مقابله با سیلاب بحث همزیستی با سیلاب مطرح است، به این معنی که سیل را به عنوان یک واقعیت طبیعی می‌پذیرند و نوع زندگی خود را با آن تطبیق می‌دهند.

فارس: در سالهای گذشته چه اقداماتی باید انجام می‌شد تا بتوانیم کشور را در این وضعیت خشکسالی و منابع آب زیرزمینی نبینیم؟

باقری: همان طور که اشاره کردم این وضعیت منابع آب کشور معلول رفتارهای غلط انسانی است که پیشران اصلی آن هم در جهت‌گیری‌های توسعه کشور است. ما باید این واقعیت را بپذیریم که حجم محدودی از آب را در اختیار داریم. بنابراین هرگونه فعالیت خود را باید به گونه‌ای تنظیم کنیم که با این مقدار آب همخوانی داشته باشد. بارگذاری های بیشتر از حد تجدید شوندگی منابع آب باعث از دست رفتن منابع آب زیرزمینی و تخریب اکوسیستم ها شده است. در نتیجه ضروری است برای مصارف مختلف آب در کشور اولویت بندی داشته باشیم و برای حصول به منافعی که می‌توان از راههای دیگر بدون اتکا به مصرف آب به دست آورد، روی منابع آب بارگذاری نکنیم.

نظام منافع اقتصادی در برنامه ریزی های توسعه به گونه‌ای بوده است که به جای آن که فعالیت‌های اقتصادی در جهت منافع جمعی بلندمدت سوق داده شوند، افراد به سمت منافع شخصی کوتاه مدت تشویق شده‌اند. این عامل منشأ رفتارهای غلط در قبال منابع آب بوده است. در طول زمان با گسترش این عادت، متأسفانه وابستگی به مسیر طی شده پدید آمده است، یعنی امروزه برگشت به وضعیت قبل در جهت ایجاد تعادل بین منابع و مصارف، اگر غیرممکن نباشد، بسیار سخت و پرهزینه خواهد بود. احیای دریاچه ارومیه یک مثال بارز از این نوع است.

*وارد دوره ترسالی شدن یک موضوع گمراه کننده است

فارس:آیا این بارش های اخیر به منزله این است که ایران وارد دوره ترسالی شده است؟

باقری:در این مورد هنوز نمی توان چنین قضاوتی کرد. اتفاقا این خود یک موضوع گمراه کننده است که اذهان عمومی و سیاستگذاری ها از موضوع بحران آب ناشی از زیادبود مصرف به سمت سیل و توهم پرآبی منحرف شود. باید مواظب این موضوع بود که عبرت هایی را که از دوره خشکی به جا مانده اند، به فراموشی نسپاریم.

*تعامل انسان را با طبیعت و اثرگذاری او را بر چرخه طبیعی آب مورد توجه قرار دهیم

فارس: اگر وارد دوره ترسالی شده باشیم چه؟

باقری:بر فرض هم که ایران وارد دوره ترسالی شده باشد، باید حواسمان باشد همان مسیری که در حدود 30 سال قبل (که یک دوره پرآبی دیگری بود) رفتیم، طی نکنیم. در دهه 60 مدیریت آب بر دستکاری رودخانه ها تحت نام مهندسی رودخانه تمرکز داشت. امروزه با تجربه این 30-40 سال باید رویکردهای دیگری را اتخاذ کنیم. تعامل انسان را با طبیعت و اثرگذاری او را بر چرخه طبیعی آب مورد توجه قرار دهیم. با دستور نه می شود طبیعت را رام کرد و نه می‌توان رفتار مردم را تغییر داد.

*مدیریت تأثیرگذار آب در کشور در ۸۰ سال گذشته تغییری نکرده

فارس: چه نقاط ضعفی در مدیریت منابع آب در کشور وجود دارد؟

باقری: با نگاهی به مدیریت تأثیرگذار آب در کشور مشاهده می شود که رویکرد برخورد با مسایل در طی تقریبا 80 سال گذشته تغییری نکرده است. در آن زمان تکیه مدیریت بر استفاده از تکنولوژی برای افزایش ظرفیت تأمین آب بود، امروز هم همین طور است. فقط با پیشرفت تکنولوژی صورت انجام کارها تغییر کرده است، اما ماهیت همان است. از زمان شروع دوره مدرن شدن ایران و اصلاحات ارضی تا به حال، تمامی برنامه‌ها برای توسعه کشور، اقلیم خشک ایران را به عنوان یک قید مورد توجه قرار نداده‌اند، تصور بر این بوده که هر طور که بخواهیم می‌توانیم توسعه را جلو ببریم. اگر آب داشتیم که هیچ و اگر نداشتیم به هر وسیله‌ای شده می‌توان آب را تأمین کرد. به همین ترتیب در تمام این مدت یادگیری معنا داری در سیستم مدیریت کشور از تجربیات قبلی به چشم نمی‌خورد. منظورم از یادگیری معنادار آن است که زمان آن فرا رسیده که در نگاهمان به آب و الگوی توسعه به یک تعریف جدید برسیم که بر نوع مدیریت آب نیز تأثیرگذار باشد. وقتی از مدیریت آب صحبت می‌کنم، منظورم هم وزارت نیرو است، هم سایر دستگاههای اجرایی و قوای سه گانه و هم مردم و بهره برداران. بنابراین می‌توان گفت، بزرگترین نقطه ضعف این سیستم مدیریتی با تعریف بالا، ضعف در قابلیت یادگیری در قبال تغییرات پیرامونی است. شاهد این مدعا آن که شما هم در سؤالهای قبلی تان اشاره کردید با مواجه شدن با سیلهای اخیر، بدون تأمل، بلافاصله همان راهکارهای دهه شصتی تجویز می‌شوند.

فارس: آیا این بارش ها و اعلام اخبار پر آبی باعث نمی شود، مردم مدیریت مصرف آب را کنار بگذارند؟

باقری: متأسفانه این نگرانی وجود دارد که با شرایط پیش آمده، تمام درس آموخته های سالهای پیش به فراموشی سپرده شود. این هم بخشی از همان ضعف در ظرفیت یادگیری اجتماعی است که در سؤال قبلی به آن اشاره کردم. در این میان حداقل انتظار می‌رود نهادهای متولی مانند وزارت نیرو خود بر این طبل نکوبند و اطلاع رسانی لازم را به جامعه انجام دهند. دانشگاهها و آموزش و پرورش و رسانه‌ها نیز باید مسؤولیت خود را در این رابطه به درستی به انجام برسانند.

*به منظور حفاظت از منابع آب سیاستهایی در باز توزیع جمعیت مورد توجه قرار گیرند

فارس: برای مدیریت مصرف آب و کاهش مصرف آب در بخش شرب چه اقداماتی باید انجام داد؟

باقری: در موضوع آب شرب مسأله توزیع مکانی جمعیت و فاضلاب مقولات مهمتری هستند. بخش زیادی از آب شرب به فاضلاب تبدیل می شود و دوباره به چرخه آب بر می‌گردد، اما  نکات زیر در این رابطه حائز اهمیت است:

برای تأمین آب عملیات سنگینی برای استحصال و انتقال و تصفیه و توزیع صورت می‌گیرد که مستلزم هزینه خیلی زیاد است، بنابراین هرچقدر در مصرف آب خانگی صرفه جویی شود، در واقع آب کمتری لازم است تا تأمین شود.  این یعنی هزینه کمتر.

در برخی از کلانشهرها مانند تهران بخشی از آب مصرفی از سایر حوضه های آبریز مجاور تأمین می‌شود. در این مناطق فاضلاب تولید شده به عنوان آب برگشتی دیگر به حوضه مبدأ بر نمی‌گردد. بنابراین باز هم صرفه جویی در مصرف آب به ویژه در کلانشهرها به منزله آب انتقالی کمتر از حوضه های مجاور خواهد بود. این یعنی تأمین آب بیشتر در حوضه های مبدأ برای مصارف خودشان.

حدود 80 تا 90 درصد آب خانگی به فاضلاب تبدیل می شود و به عنوان آب برگشتی به چرخه آب حوضه بر می‌گردد، ولی به دلیل آلودگی، استفاده مجدد از آن مستلزم صرف هزینه زیاد برای تصفیه است. در صورتی که حجم آلودگی به صورت کنترل نشده وارد طبیعت شود، خطر آلوده کردن منابع آب خام حوضه نیز وجود دارد که از این نظر یک تهدید برای منابع آب محسوب می‌شود، بنابراین مصرف کمتر آب خانگی به معنی تولید فاضلاب کمتر و کاهش آلودگی است.

اما جدا از صرفه جویی های فردی در مصرف آب، پراکنش نامتوازن جمعیت و تمرکز در کلانشهرها خود یک معضل است. بارگذاری جمعیت در هر واحد سرزمینی باید با توان جغرافیایی آن هماهنگ باشد. آب هم یکی از مؤلفه‌های توان جغرافیایی سرزمین است. متأسفانه توانمندی تکنولوژیکی بشر باعث شده از این اصل مهم آمایشی غفلت شود. از این رو لازم است به منظور حفاظت از منابع آب، سیاست‌های بازتوزیع جمعیت مورد توجه قرار گیرند.

*گفت و گو از: اکبر محمودی

انتهای پیام/ب

افزودن نظر