مُشرکی در خانوادۀ پیامبر و تعارض عشق و ایمان

مُشرکی در خانوادۀ پیامبر و تعارض عشق و ایمان
کتاب «مُشرکی در خانواده پیامبر» روایتگر ستیز عشق و ایمان، عشق و قانون، علاقه و پیامبری و رهبری است و آنچه که این کتاب را شورانگیز می کند، همین موقعیت‌های متعارض است.

به گزارش گروه فرهنگی ایمان نیوز، ذهن و تصور یک فرد عام در جامعه دینی که لبریز از دعوت ها و تبلیغ های دینی است، از یک کتاب با موضوع تاریخ دین، کلیشه‌ای است؛ ذهن و فکر او نخوانده و ندیده به محض دیدن عنوان دینی یک کتاب، متوجه ویژگی‌های کلیشه‌ای کتاب‌های دینی می‌شود. کتاب هایی که یا در پی رفع شبهه‌ هستند یا پاسخی به یک تشکیک، یا تبیین یک مبحث اعتقادی، یا تبلیغ یک باور خاص مذهبی یا ترویج یک نحوه برداشت دینی و یا یک الگوی از سبک زندگی مومنانه هستند. دور از ذهن یک فرد نه چندان متخصص است که کتاب هایی با دستمایه موضوعی دینی، نگاهی نسبتا فارغ‌دل و بیطرف نسبت به موضوع شناخت خود یعنی امر دین داشته باشد و تلاش کند که نامتعصبانه و پژوهشگرانه نگاه‌ها را به تاریکخانه‌های مغفول مانده متوجه کند.


چنین مخاطبینی هم معمولا گمان می‌کنند کتابهایی خلاف این کلیشه اگر هم وجود داشته باشند، اجازه نشر نمی یابند. اما خوشبختانه در فضای فعلی نشر ایران بسیاری از کتاب های ترجمه و تالیف وجود دارند که با نگاه های انتقادی و نسبتاً بیطرف پژوهشی در حوزه دین و با میزان کمی از حذف و اصلاح چاپ می‌شوند. «مُشرکی در خانواده پیامبر (ص)» را می‌توان از زمره این کتابها برشمرد.
در تشریح علت گُنجاندن این کتاب در زمره این دسته می‌توان به مقدمه اشاره کرد. بیژن عبدالکریمی در پیشگفتار کتاب به عنوان کسی که به نوعی مؤلف دوم کتاب محسوب می شود، مشخصا امیدوار است که «مُشرکی در خانواده پیامبر» در میان دو گروه، مخاطبان خود را بیابد. ابتدا در میان جوانان، روشنفکران و نوگرایانی که به دلایل گوناگون با سنت و میراث تاریخی دینی و به ویژه اسلام نسبتی ندارند. قهر و نسبت نداشتن که متاثر از پیشفرض های بسیار است که البته بی تاثیر از برخی ردّیه‌ها و مخالفت‌های عصر روشنگری با دین نیست. اما در عین حال کتاب به قول نویسندگانش به دنبال جذب و برگشت چنین مخاطبینی به ایمان و اسلام یا شخص پیامبر نیست بلکه هدف خود را «رجوع فارغ‌دلانه و بی تعصب به تاریخ» همچون دیگر پژوهش های تاریخ ادیان می داند تا حتی مخاطبِ نامومن و نامعتقد هم به آن رو کند. رو کردنی نه لزوما از دریچه اعتقاد و ایمان به پیامبر و رسالتش، بلکه از سر نادیده نگرفتن شخصیت برجسته ای که در تاریخ بشریت به عنوان سرمایه انسانی تاثیرگزار و تاریخ ساز حاضر است.
دسته دوم در میان خودِ مسلمانان معتقد که به تاریخ کم اهتمام هستند. مسمانان معتقدی که گرایشات فرقه‌ای و باورهای نهادینه شده خود را بی لزوم تطبیق و عرضه به تاریخ و سیره پیامبر (ص)، اولویت می‌دهند و بیش از آنکه بخواهند از تاریخ بیاموزند، به تاریخ درس ایدئولوژیک می دهند و بیش از آنکه مشتاق فهم باشند که در تاریخ اسلام چه روی داده است، به دنبال آن هستند که به تاریخ بگویند که وقایع چگونه باید روی داده باشد! چنین مسلمانانی در دنیای فرقه‌گرا و حزب اندیش امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز دارند که پدیدارشناسانه به تاریخ اسلام بنگرند، مسلمانِ حقیقت باشند و مفروضات و باورهای پیشینی و نهادینه شده خود را در پرانتزِ تعلیق بگذارند و مورخانه و نه ایدئولوژی‌گرا به تاریخ اسلام بنگرند.
ایده و نسخه اولیه کتاب «مُشرکی در خانواده پیامبر» برای حسن محدثی گیلوایی استادیار جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی است. کتاب بعد از خوانش بیژن عبدالکریمی نزدیک دو برابر حجم اولیه می شود. هر چند خود عبدالکریمی یگانه مولف کار را حسن محدثی می داند که او تنها نقش اضافه کننده تکلمه هایی به اثر را داشته است، اما جنبه های اضافه شده خودش به متن را بیشتر وجوه فلسفی و اگزیستانسیل می داند که در متن اولیه با توجه به رشته تخصصی آقای محدثی کمتر وجود داشته است و او بیشتر با ابعاد جامعه شناختی و تاریخی نسخه اولیه را نوشته بوده است. «مشرکی در خانواده پیامبر» توسط انتشارات نقد فرهنگ در 165 صفحه انتشار یافته است.
به قول حسن محدثی کمتر در میان مسلمانان و شیعیان این آگاهی اولیه هست که پیامبر بزرگوار اسلام چه تعداد فرزند داشته است! مُشرکی در خانواده پیامبر ناظر به زندگی زینب دختر ارشد پیامبر (ص) و رابطه عاشقانه او با پسرخاله اش ابوالعاص بن ربیع است. داستانی که به قول دکتر نابلسی «طعمی خاص» دارد.
ابوالعاص پیش از بعثت داماد پیامبر (ص)می‌شود. بعد از بعثت به پیامبر ایمان نمی آورد، اما زینب را هم از ایمان به دین تازه پدرش منع نمی کند. در عین نامؤمنی و شرک از مهمترین یاوران مسلمانان محصور در شرایط سخت شِعب ابی طالب است و بار گندم و خرما را پنهانی به آنها می رساند. بعد از افزایش فشار قریشیان و با وجود طلاق رقیه و ام کلثوم توسط دو تن از دیگر دامادهای پیامبر (عُتبه و عُتیبه، پسران ابولهب)، ابوالعاص به هیچ وجه در قبال فشارهای خانواده و خویشان تسلیم نشده و اعلام می‌کند که زینب را به خاطر شیفتگی و دلبستگی طلاق نمی‌دهد. حتی کسانی چون ابولهب را تهدید می کند که در صورت استمرار فشار برای طلاق دادن دختر محمد (ص) کالاهایشان را حمل نخواهد کرد. به خاطر کارهایی از این قبیل پیامبر در حق داماد مشرک خود بارها می گوید: « ابوالعاص در دامادی ما کوتاهی نکرد. ما قدردان حمایت او هستیم.»
در جنگ بدر حاضر در صف مخالفان پیامبر به صحنه نبرد می آید و نهایتا هم اسیر می شود. ابوالعاص با فدیه ارسالی زینت از مکه، که گردنبند اهدایی خدیجه از شب عروسی‌شان است، آزاد می شود. گردنبندی که اشک را بر چشمان پیامبر اسلام از یاد همسر وفادار و بزرگوارش می‌نشاند. پیامبر اما آزادی ابوالعاص را به فرستادن زینب به مدینه بلافاصله بعد از رسیدن به مکه هم مشروط می‌کند. فرستادنی که با کش و قوس فراوان و از دست رفتن بچه در شکم زینب اتفاق می افتد، اما سرآغاز فراق و هجران چهارساله میان دو همسر دوستدار است.
هجران ادامه می یابد تا عزم ابوالعاص برای رفتن به مدینه و بازپس‌گیری پُرچالش و نامتعارف (نسبت به هنجارهای آن زمانه) اموالش از مسلمانان جزم می‌شود. امری که با پناه دادن پر کشمکش زینب در مکه و نهایتا بازپس گرفتن امانات مصادره شده مکیان با درخواست آزادانه پیامبر از اصحابش انجام می‌شود. امری که نهایتا با برگرداندن اموال به مکه توسط ابوالعاص و اعلام مسلمانی خود در حضور مکیان و نه اهل مدینه رخ می دهد. اعلام در مکه بدین خاطر که مبادا در مدینه به پیشنهاد مصادره مسلمانانه و منفعت‌جوی همان اموال از جانب برخی مسلمانان تن داده باشد. که به قول خودش: «اسلامی که آغازش با خیانت در اموال مردم صورت گیرد به درد من نمی‌خورد!». اعلام مسلمانی در مکه بدین خاطر که مکیان هم گمان نکنند که این اظهار مسلمانی ابزار و حیله ای برای بازگرداندن اموال بوده است. مسلمانی ای که میتواند آغازگر وصال طولانی و عاشقانه دوباره زینب و ابوالعاص بشود، اما.... .
«مُشرکی در خانواده پیامبر» روایتگر ستیز عشق و ایمان، عشق و قانون، عشق و پیامبری و رهبری است. آنچه که این بریده کوتاه اجمالی در منابع تاریخی و تفضیلی این کتاب را شورانگیز می کند، همین موقعیت های متعارض است. موقعیت های متعارض، موقعیت های بحرانی، موقعیت های مرزی صحنه آزمون ایمان هستند؛ صحنه صیقل یافتن عزم ها و رو آمدن درون چنته ها، صحنه کمرشکنی بار سنگین امانتِ اختیار، صحنه آزادی انتخاب و مسئولیت های حاصل از آن.
عشق میان زینب و ابوالعاص و تعارضش با اسلام آوری زینب و نامسلمانی ابوالعاص و از آن مهمتر نحوه مواجهه دشوار پیامبرِ عشقْ آگاه با این موقعیت پیچیده و متعارض، جانمایه دراماتیک این روایت است. بیان کتاب روان و در عین حال شیوا و بلیغ است. هم فرهیخته پسند است و هم عامه فهم. چنین امتیازی را در میان کتابهای منتشر شده در ایران کمتر می‌توان یافت. کتابها یا در قله فرهختگی و سخت‌نویسی روشنفکرانه قرار دارند یا در دشت مسطح عوامزدگی، بازارپسندی و بیمایگی می غلتند. کتابهای زیادی نیستند که این شکاف میانی را پُر کنند، هم در دستان نخبگان بچرخند و هم چشمان عامه کتابخوانان و حتی کتاب نخوانان را به خود جذب کنند.
«مشرکی در خانواده پیامبر» بهره‌مند از این امتیاز ویژه است. نماد این ویژگی ها هم شاید وجود نقاشی های چشم نواز، هم آهنگ با روایات جاری کتاب در میان صفحات باشد. دیگر امتیاز کتاب کاویدن و بسط ماجرایی چالشی‌ست؛ ماجرایی که در عین اشارت کمِ تاریخی، به خاطر نحوه مرور رفتار پیامبر با خویشاوندی نامعتقد بسیار غنیمتی و قیمتی است. امری که می‌تواند الهام برانگیز و پاسخگوی مسائل امروز مسلمانان درباره نحوه زیست در جهانی متکثر و متنوع باشد. البته پاسخی که به نظر می آید متفاوت از پاسخ ارتدوکس(راست کیش) و رایج در اجتهاد رسمی از اسلام و سنت نبوی است و یکی از علل دست گذاشتن مؤلفان بر این رخداد هم احتمالا همین امر بوده است.
این رویداد بیانگر نحوه تعامل نبی با شخصیتی است که به پیامبر و دینش ایمان نیاورده است، اما تا حد زیادی کریم، بزرگمنش و اخلاقی است. همراه نیست، اما دشمن هم نیست و نمی ستیزد. مرور شواهد تاریخی این روایت اثبات می کند که در این تعامل هیچ گاه قدر و قیمت آن کرامت های مستقل اخلاقی از سوی پیامبر (ص)نادیده گرفته نمی شود. به علاوه پیامبر در جایگاه رهبری و در موقعیت های چالش برانگیز و متعارض خویشاندی و پیامبری، از خویشاوندسالاری و اقتدار خود برای پیشبرد امور استفاده نمی کند، بلکه در نهایت امر مثل ماجرای بازگردانی اموال یا پناه دادن به داماد مشرکش در مدینه، خواسته هایش را از یاران و اصحاب با اعطای آزادی در تصمیم و در شورا درخواست می کند.
اما از نقاط ضعف هم می‌توان به خروج های گهگاه از رویکرد کلی اعلام شده در ابتدای کتاب اشاره کرد. بیژن عبدالکرمی در ابتدا رویکرد کتاب را در تحلیل تاریخی مواجهه پدیدارشناسانه با تاریخ بیان می کند که تا حد امکان به دور از تفاسیر ایدئولوژیک، کلامی و فرقه ای در دخالت دادن پیشفرض های پیشینی خواهد بود. اما گاهی در برخی تحلیلها مثل تحلیل رفتار ابوالعاص در هنگام بازپس‌گیری اموال از سوی مسلمانان، خواننده مواجه با گمانه زنی‌های خوش بینانه در پُر کردن بین السطورهای خالی تاریخ است. که مثلا به فلان علتِ بعید است که ابوالعاص بابت باز پس گرفتن اموال از مسلمانان تشکر نمی کند. تحلیلی که در تضاد با آن مواجهه پدیدارشناسانه و کمْ پیشفرض است. به علاوه گاهی تمایل مؤلفان در شرح و بسط دادن و داستانی کردن بیان کتاب، خواننده سختگیر به مطابقت و دقت تاریخی را حساس می کند و می آزارد.
از دیگر کاستی های کتاب پیوست یا فقدان اشاراتی لازم در مورد برخی ملاحظات تحلیلی معاصر درباره پدیدار عشق است که مدعی هستند عشق رمانتیک و برابر به معنای امروزی آن، پدیده ای مدرن و حاصل برخی تحولات تاریخی و اجتماعی در زندگی انسان مدرن است. پیوست یا توضیحاتی پیرامون این نکته می توانست فارغ از درستی یا نادرستی ملاحظات جدید، به منزله در نظر داشتن و در صورت لزوم دوری آگاهانه از تاریخ پریشی (anachronism) باشد و کتاب را برای سختگیران خواستنی‌تر کند. آنهم در نظر داشتن امکان تاریخ پریشی در تعمیم تعریف عشق رمانتیکِ معاصر به علاقه مشترک زینب و ابوالعاص در آن زمانه.
به هر صورت و با همه این ملاحظات کتاب مُشرکی در خانواده پیامبر در نوع خود بسیار خواندنی و توصیه کردنی است. و به نظر من در جلب توجه همان دو گروه از مخاطبان خود یعنی جوانان دل بریده و ناآگاه از سنت و مسلمانان فرقه گرا می‌تواند بسیار کامیاب باشد. یعنی محتوا و فرم کتاب این قابلیت را دارد که آن هدف مدنظر نویسندگان را تامین کند؛ چون برای هر دو دسته کتاب جذاب و گیرا خواهد بود و حتما مناظری جدید و تصویری مغفول از زندگی و سیره یکی از بزرگترین شخصیت های تاریخ بشریت فارغ از بنیانگذاری دینی را به نمایش خواهد گذاشت.
نقد و بررسی از علی سلطانی
فراهنگ** 9053

افزودن نظر