توجه
  • There was a problem rendering your image gallery. Please make sure that the folder you are using in the Simple Image Gallery Pro plugin tags exists and contains valid image files. The plugin could not locate the folder: media/k2/galleries/869224

«آمبولانس پنج ضلعی»؛ روایتی متفاوت از فضای پزشکی جنگ

«آمبولانس پنج ضلعی»؛ روایتی متفاوت از فضای پزشکی جنگ
«آمبولانس پنج ضلعی» خاطرات داستانی حمید بوربور درباره فضای پزشکی جنگ و سختی حمل مجروحان را روایت می‌کند.

به گزارش گروه فرهنگی ایمان نیوز،  آمبولانس پنج ضلعی ؛ روایتی متفاوت از فضای پزشکی جنگ، انقلاب اسلامی و دفاع مقدس گنجینه های تمام نشدنی و ظرفیت های عظیمی هستند که باید از آن ها برای نشر و گسترش فرهنگ و ارزش های دینی و انقلاب اسلامی در جامعه و جهان حداکثر استفاده را کرد. همان طور که مقام معظم انقلاب فرمودند, دفاع مقدس گنجینه ای است که با وجود گذشتن دو دهه از آن , همچنان حقایق جدیدی از آن رونمایی می شود.

کتاب آمبولانس پنج ضلعی که به خاطرات جناب سرهنگ حمید بور بور می پردازد, از ابتدای دوران دفاع مقدس تا پایان آن را در دو عرصه متفاوت به نمایش می گذارد.

رانندگی آمبولانس و پدافند هوایی ارتش؛ پیش از این در ادبیات روایی دفاع مقدس به درستی به این دو پرداخته نشده بود. در نگارش این خاطرات تلاش شده به گوشه ای از این دو وجه مغفول پرداخته شود تا نگاه جدیدی را برای خواننده به تصویر بکشد.

وجه دیگر این خاطرات در کنار هم قرار گرفتن فضای رزمندگان بسیجی و افسران ارتشی در سیر زندگی راوی است که در کنار نشان دادن تفاوت های آداب و خلق و خوی حاکم بر این دو فضا، یکسانی خواسته ها و آرمان های هر دو را در پیروزی اسلام به رخ می کشد.

عملیات کربلای پنج یکی از بزرگ ترین عملیات های رزمندگان در طول جنگ تحمیلی بود که در تاریخ ۱۹ دی ۱۳۶۵ با رمز مبارک یا زهرا (س) در منطقه شلمچه و شرق بصره آغاز شد.کتاب آمبولانس پنج ضلعی خاطرات داستانی حمید بور بور را از امداد رسانی در عملیات کربلای پنج روایت می کند.

کتاب آمبولانس پنج ضلعی به قلم قدسیه پایینی نوشته و توسط انتشارات روایت فتح در ۲۲۴ صفحه به چاپ رسیده است. به بهانه سالروز عملیات کربلای پنج گفت و گویی با نویسنده کتاب، قدسیه پایینی داشتیم که در ادامه می خوانید.

قدسیه پایینی در خصوص کتاب آمبولانس پنج ضلعی در گفت و گو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان، گفت: کتاب درباره خاطرات حمید بور بور است. این خاطرات از دوران دبیرستان او شروع و تا پایان جنگ, بعد از عملیات مرصاد را روایت می کند. حمید بوربور یک دوره ای را به عنوان بسیجی و راننده آمبولانس در جبهه حضور داشت که بعد از آن وارد دانشگاه افسری شد و تا پایان جنگ به عنوان افسر پدافند ارتش به کشور خدمت کرد.

وی در خصوص دلیل نگارش خاطرات حمید بور بور بیان کرد:کتاب های دفاع مقدس یا فضای بسیجی و پاسدار است یا فضای ارتشی؛ این دو فضا اختلافات جالبی با هم دارند, با وجود اینکه پایان و اهداف هر دو مسیر یکی بوده ولی روحیه و محیط هر دو متفاوت است. و نکته جالب برای من این بود که یک نفر هر دوی این فضا را تجربه کرده که می توان با زاویه دید اول شخص به هر دو فضا نگاه کرد. کتاب را در سال ۱۳۹۵ آغاز کردم که تا نیمه های سال ۱۳۹۶ به طول انجامید.

پایینی با اشاره به اینکه خاطرات انگشت شماری در فضای پزشکی جنگ و تمام شاخه های آن داریم, بیان کرد: در دو سال اخیر کتاب هایی در فضای پزشکی نوشته شده است ولی در مجموع کتابی از کسانی که راننده آمبولانس بودند و وظیفه حمل مجروحان را از خط مقدم به بیمارستان صحرایی داشتند, وجود ندارد. کتاب آمبولانس پنج ضلعی درباره عملیات کربلای پنج است که در شلمچه انجام شد. گستردگی عملیات, تعداد بالای شهدا و حجم بالای حمله عراق در آن زمان , اهمیت کار کسانی که راننده آمبولانس بوده و در حجمی از آتش و فشار، بسیاری از مجروحان را منتقل کردند, روایت می کند.

نویسنده کتاب آمبولانس پنج ضلعی در خصوص اینکه قلم روان یک نویسنده تا چه اندازه مخاطب امروزی را به آثار دفاع مقدس جذب می کند, بیان کرد: من خواننده ادبیات این نسل هستم و زبان نوشتن من زبانی نزدیک به مفاهمه است .کتاب آمبولانس پنج ضلعی زبان راحتی دارد و سعی شده روایات و ماجراها طوری بیان شود که مخاطب به آن نزدیک و بتواند آن را مجسم کند.

پایینی در خصوص تازه ترین اثر خود گفت: اکنون در حال نوشتن یک کتاب درباره شهدای کربلا هستم که تقریبا رو به پایان است و به زودی آماده چاپ می شود.

در بخشی از کتاب می خوانیم:

حمید کنار گودال آب بود نگاهی به گل و لای چاله انداخت. شیرجه رفت، سرما تا مغز استخوانش فرو رفت. دندان هایش از سرما به هم می خورد. به میدان صبحگاه که رسیدند, دیدند فقط بچه های آن ها نیستند, از همه گردان ها در میدان بودند. چند لحظه مبهوت ایستاد و نگاه کرد. چند هزار نفر در میدان ایستاده بودند. همه جوان, همه آماده رزم؛ احساس می کرد قلبش محکم شده است...

انتهای پیام/

تماشاخانه تصویر

{gallery}869224{/gallery}

افزودن نظر